صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

220

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

است : معناى حكيم همان محكم و استوار است ؛ مثل « احكمت آياته » ، كه هردو صحيح است ؛ چون محكم است و مفيد حكم ، كه هردو معنا در آن جمع شده است . حكم هم داورى كردن بر چيزى و مىگوييم آن چنين است و چنين نيست . حضرت ( ص ) فرمودند : « برخى از شعرها حكمت است » ؛ يعنى درست . خداوند هم فرمود : وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا « 1 » . و حضرت ( ص ) هم فرمودند : « سكوت ، حكمت است ولى فاعلان آن اندكند . » در قرآن آمده است : وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ « 2 » . گفته شد : منظور ، تفسير قرآن است ؛ يعنى آنچه را كه قرآن به آن سفارش نموده : إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ « 3 » ؛ يعنى آنچه را كه مىخواهد ، اين كه آن را حكمت قرار دهد كه به معناى تشويق بندگان به رضاى آنچه كه حكم مىنمايد ، مىباشد . ابن عبّاس در آيهء مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ « 4 » ، مىگويد : « منظور علم قرآن ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابهء آن است . » ابن زيد مىگويد : « علم آيات و حكمت آن است . » سدّى مىگويد : « نبوّت است . » و گفته شده است : « فهم حقايق قرآن مىباشد . » كه اشاره است به برخى از آن چيزهايى كه ويژهء پيامبران اولو العزم و به تبع ، ديگر پيامبران مىباشد . در عرف علما ، حكمت ؛ يعنى به كارگيرى نفس انسانى در كسب علوم نظرى و كسب ملكهء تام بر افعال نيكو به قدر طاقت آن ، برخى هم گفته‌اند : حكمت ؛ يعنى شناخت حقايق به قدر توانايى ، كه همان علم نافع است كه از آن به شناخت آنچه كه مفيد است ؛ تعبير شده و در آن به آن اشاره شده است : يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً « 5 » .

--> ( 1 ) - مريم ( 19 ) آيهء 12 : و از كودكى به او نبوّت داديم . ( 2 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 34 : و آنچه را كه از آيات خدا و [ سخنان ] حكمت [ آميز ] در خانه‌هاى شما خوانده مىشود ياد كنيد . ( 3 ) - مائده ( 5 ) آيهء 1 : خدا هرچه بخواهد فرمان مىدهد . ( 4 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 34 : از آيات خدا و [ سخنان ] حكمت‌آميز . ( 5 ) - بقره ( 2 ) آيهء 269 : [ خدا ] به هركس كه بخواهد حكمت مىبخشد ؛ و به هركس حكمت داده شود ، به يقين خيرى فراوان داده شده است .